شعر را زندگی کن
خلوتی با خیالی بخارایی

شمارهٔ ۱۹۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سروِ قدّت طرف باغ چو پا می‌ماندشمشاد ز حیرت به هوا می‌ماند
۲
با سر زلف تو مرغی که در آویخت چو منهیچ شک نیست که در دام بلا می‌ماند
۳
آب چشم است که بر خاک رهت خواهد ماندیادگاری که پس از مرگ ز ما می‌ماند
۴
زاهد از کبر پلنگ و به حیل روباه استبنگریدش که در این ره به چه‌ها می‌ماند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth