شعر را زندگی کن
خلوتی با خیالی بخارایی

شمارهٔ ۱۹۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سریر فقر که با هیچ پادشا ندهندعجب نباشد اگر با من گدا ندهند
۲
بیا که آنچه به رندان ره نشین دادندبه محرمان درِبار کبریا ندهند
۳
چو می دهند زکات از کرم به مسکینانمرا که از همه مسکینترم چرا ندهند
۴
نمی زنیم دم از آب روی تا در عشقز گریه غایت مقصودِ ما به ما ندهند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth