شعر را زندگی کن
خلوتی با خیالی بخارایی

شمارهٔ ۲۱۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گرچه هردم سیل اشک ما به دریا می‌رودخوشدلم از جانب او هرچه بر ما می‌رود
۲
گفتمش ای دیده این گوهرفشانی تا به کیگفت می‌رانیم در ایّام او تا می‌رود
۳
سرو قدّا بر حذر باش و خرامان کم خرامکز غمت فریاد مشتاقان به بالا می‌رود
۴
باغبانا صحبت گل را غنیمت دان که اوبعد سالی آمده‌ست امروز و فردا می‌رود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth