خلوتی با خیالی بخارایی
شمارهٔ ۲۱۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گرچه دل بهره ز کیش تو خدنگی دارددیده باری ز گل روی تو رنگی دارد
۲
گر در این ره به سعادت نرسد نیست عجبهرکه از نامِ غلامیّ تو ننگی دارد
۳
دل بپرداز ز تزویر که نوری ندهددر نظر روی هر آیینه که زنگی دارد
۴
کوس رحلت بزن ای جان که در این منزل خاکهیچ کس را نشنیدم که درنگی دارد
صفحهٔ ۱ از ۲