خلوتی با خیالی بخارایی
شمارهٔ ۲۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گهی که آیت حسن تو را بیان کردندمرا به مسألهٔ عشق امتحان کردند
۲
ز فاش کردن سرّ تو سرفرازان راهمین بس است که سر در سر زبان کردند
۳
مگیر خرده بر اطوار بی دلان کاین قومهر آنچه شحنهٔ عشق تو گفت آن کردند
۴
تو در میانهٔ شهری مقیم و بی خبرانبه جست و جوی تو صد شهر در میان کردند
صفحهٔ ۱ از ۲