خلوتی با خیالی بخارایی
شمارهٔ ۲۴۱ - استقبال از بساطی سمرقندی
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
میر مجلس که چو لب بادهٔ روشن داردمردمی باشد اگر دارد و از من دارد
۲
غمزه ات از پی دل چند کنم چشم سیاهاینک اینک دل من گر سر بردن دارد
۳
گِرد لب طوطیِ خطّ تو چه شیرین مرغی ستکه شکر ریز لب و روضه نشیمن دارد
۴
لبِ لعل تو ز خون دل ما سرخ شده ستای بسا خون غریبان که به گردن دارد
صفحهٔ ۱ از ۲