شعر را زندگی کن
خلوتی با خیالی بخارایی

شمارهٔ ۲۴۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مسافران که در این ره به کاروان رفتندعجب مدار که از فتنه در امان رفتند
۲
دلا چو جان و جهان فانی اند اهل نظربه ترک جان بگرفتند و از جهان رفتند
۳
از این منازل فانی به عزم شهر بقاقدم به راه نهادند و هم عنان رفتند
۴
از آن ز غصّه دلِ غنچه تو به تو خون استکه بلبلان خوش الحان ز بوستان رفتند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth