شعر را زندگی کن
خلوتی با خیالی بخارایی

شمارهٔ ۲۴۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نکردم جز به زلف یار پیوندکه نتوان کرد خود را بی رسن بند
۲
چه شرین کرد طوطی کز سر شوقلبت را دید و بگذشت از سرقند
۳
سگت را بی وفا گفتم عفااللهگناه از بنده و عفو از خداوند
۴
مرو چون سیل اشک از دیده هر دمکه خون کردی دلم را ای جگر بند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth