خلوتی با خیالی بخارایی
شمارهٔ ۲۵۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هرکه زاین وادی به کوی بخت و دولت میرسداز ره و رسم قدم داریّ و همّت میرسد
۲
فرصت صحبت مکن فوت از پیِ مقصود خویشحالیا خوش بگذران کآن هم به فرصت میرسد
۳
از خروش کوس شاهان این نوا آید به گوشکاین سرا هر پادشاهی را به نوبت میرسد
۴
آخر ای سرگشتهٔ وادیّ هجران بیش از اینتشنهلب منشین که دریاهای رحمت میرسد
صفحهٔ ۱ از ۲