خلوتی با خیالی بخارایی
شمارهٔ ۲۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هرکجا خطّ تو عرض نافهٔ چینی کندمشگ از چین آید و پیش تو مسکینی کند
۲
چوب ها باید زدن بر سر نبات مصر رابعد از این گر با لبت دعویّ شیرینی کند
۳
تا لبت را دید جان من ز غم بر لب رسیداین بوَد انجام کارِ آنکه خودبینی کند
۴
با مسلمانان دو چشمت آنچه کرد از دوستیکافرم با هیچ کس گر دشمن دینی کند
صفحهٔ ۱ از ۲