خلوتی با خیالی بخارایی
شمارهٔ ۲۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یار درد بی دلان را دید و تدبیری نکردوز جفا کاری عفاک الله که تقصیری نکرد
۲
من به ابرویش نظرها دارم و آن بی وفازان کمان هرگز مرا شرمندهٔ تیری نکرد
۳
ای که چون آیینه کردی دعویِ روشندلیاز چه آه دردمندان در تو تأثیری نکرد
۴
در حریم خاطر ارباب همّت ره نیافتهرکه در عهد جوانی خدمت پیری نکرد
صفحهٔ ۱ از ۲