شعر را زندگی کن
خلوتی با خیالی بخارایی

شمارهٔ ۲۷۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دلا به دست هوس تار زلف یار مکشدر او مپیچ و بلا را به اختیار مکش
۲
که فتنه یی ست به هر تاب طرّهٔ او راچو تاب فتنه نداری تو زینهار مکش
۳
ز سرکشیِ چو به قدّش نمی رسی ایبه جای خویش نشین و به هرزه بار مکش
۴
بیار باده که جامت مدام می گویدکه ساغری کش و دردسر خمار مکش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth