خلوتی با خیالی بخارایی
شمارهٔ ۲۷۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کجاست ساغر می تا به گردش آرندشکه عمر رفت و حریفان در انتظارندش
۲
به حلقه یی که حساب سگان او گذردرقیب کیست که باری کسی شمارندش
۳
دلم ز طرّه خوبان چگونه سر پیچدچو ساعتی به سرِ خود نمی گذارندش
۴
سرشک گر همه بگذشت بهر خاک درتگذشته یی ست که با خاک می سپارندش
صفحهٔ ۱ از ۲