خلوتی با خیالی بخارایی
شمارهٔ ۲۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یار اگر بد کند ای دل نتوان گفت بدشکه به آن روی نکو هرچه کند می رسدش
۲
تا به اول نکنی فکر روانی ای سرودعویِ خوبی تو راست نیاید به قدش
۳
هرکه با تو به ازل لاف ز درویشی زدنبود میل به سلطانی ملک ابدش
۴
می رود در پیِ زلف تو دل شیفته امتا سرِ رشتهٔ تقدیر کجا می کشدش
صفحهٔ ۱ از ۲