خلوتی با خیالی بخارایی
شمارهٔ ۳۰۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما ز تقصیر عبادت چون پشیمان آمدیمگوش بگرفته به درویشی به سلطان آمدیم
۲
همچو مورانِ حقیر از غایت تقصیر خویشسر به پیش انداخته پیش سلیمان آمدیم
۳
تا مگر بویی بریم آخر ز درگاه قبولره همه ره چون صبا افتان و خیزان آمدیم
۴
مدّتی چون ذره سر گردان شدیم و عاقبتپای کوبان جانب خورشید تابان آمدیم
صفحهٔ ۱ از ۲