شعر را زندگی کن
خلوتی با خیالی بخارایی

شمارهٔ ۳۱۰ - استقبال از امیرخسرو دهلوی

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آخر ای جان لب شیرین تو را جان گفتنسخنی نیست که در روی تو نتوان گفتن
۲
گفتم آنی ست در آن روی شد از خویش ببینکآخر کار زیان داشت مرا آن گفتن
۳
با که گویم غم خود چون همه کس را یاد استشرح افسانهٔ عشقت ز فراوان گفتن
۴
گویم اکنون به قدت راز دل خویش بلندتا به کی با دهن تنگ تو پنهان گفتن
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth