خلوتی با خیالی بخارایی
شمارهٔ ۳۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای رفیقان به شب هجر چو از آتش منشمع را سوخت دل از غصّه چراغش روشن
۲
سر نه پیچم ز رضای تو اگر تیغ زنیچه کنم گر ننهم حکم خدا را گردن
۳
نیست در دور تو بی نالهٔ زار آن سر کوخوش بود موسم گل نغمهٔ مرغان چمن
۴
هرکه لعل لب سیراب تو را بد گویدگرهمه چشمهٔ خضر است که خاکش به دهن
صفحهٔ ۱ از ۲