شعر را زندگی کن
خلوتی با خیالی بخارایی

شمارهٔ ۳۲۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای به حُسن آفتاب چاکر توکیست مه تا شود برابر تو
۲
گرنه چشم تو ساحرست چراعالم حُسن شد مسخّر تو
۳
ای سرشک آب روی من بر خاکچند ریزی که خاک بر سرتو
۴
غم همی خور دلا چو می دانیکه جز این طمعه نیست در خور تو
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth