خلوتی با خیالی بخارایی
شمارهٔ ۳۲۴ - استقبال از کمال خجندی
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا چمن دم زد ز لطف عارض رعنای اوگل گل است از چوب تر خوردن همه اعضای او
۲
گوییا از شیوهٔ قدّش نشانی داد سروکز هوس مرغان همی میرند بر بالای او
۳
دید نرگس عارضش را و گلِ فردوس گفتخوب دیده ست آفرین بر دیدهٔ بینای او
۴
چون کند دل خود فروشی با سر زلفش چو نیستنقد جان را قیمتی در حلقهٔ سودای او
صفحهٔ ۱ از ۲