خلوتی با خیالی بخارایی
شمارهٔ ۳۲۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا قدح هردم چرا بوسد لب میگون اوزاین حسد عمری ست تا من تشنهام بر خون او
۲
مطربا چون عود سر تا پای خود در چنگ غمتا نمی سوزد نمی داند کسی قانون او
۳
اینک اینک عاشقانِ مست تو، لیلی کجاستتا ز سر دیوانگی آموختی مجنون او
۴
افعیِ زلفت که در عاشقکشی افسانهایستآمدی در دست اگر دانستمی افسون او
صفحهٔ ۱ از ۲