خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۶۲۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
فرخ، صباحِ آن که تو بر وی نظر کنیفیروز، روزِ آن که تو بر وی گذر کنی
۲
آزاد، بندهای که بود در رکاب توخرم، ولایتی که تو آن جا سفر کنی
۳
دیگر نبات را نخرد مشتری به هیچیک بار اگر تَبَسُّمِ همچون شکر کنی
۴
ای آفتابِ روشن و ای سایهٔ همایما را نگاهی از تو تمام است اگر کنی
صفحهٔ ۱ از ۳