خلوتی با خیالی بخارایی
شمارهٔ ۳۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای دل سر تسلیم بنه بر کف پاییکز راه تکبر نرسد کار به جایی
۲
هرکس که به می صاف نارد قدح دلگر صوفی وقت است در او نیست صفایی
۳
چون دفتر گل باد پراکنده به هر بادهر دل که در او از طرفی نیست هوایی
۴
مستانِ می شوق تو را غیر قدح نیستدر دور حریفی که زند گرد برایی
صفحهٔ ۱ از ۲