خلوتی با خیالی بخارایی
شمارهٔ ۳۶۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خیز ای مست و سلامی به رخ ساقی گویباقیِ باده به پیش آر و هوالباقی گوی
۲
مطربا مجلس شوق است و حریفان جمعندماجرای غم و افسانهٔ مشتاقی گوی
۳
غمزه اش گر سخن از فتنه نگفت، ای ابروتو که در شیوهٔ خوبی به جهان طاقی گوی
۴
ای طبیب دل رندان چو غمِ رنج خماردرد نوشان به تو گفتند تو با ساقی گوی
صفحهٔ ۱ از ۲