خلوتی با خیالی بخارایی
شمارهٔ ۳۶۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چه طرفه طرفه تو نقشی چه بوالعجب نوریکه هرکجا که نظر می کنم تو منظوری
۲
بدین صفت که تو در روی خویش حیرانیبه غیر اگر نکنی التفات معذوری
۳
گهی که تیغ محبّت کشی به قصد هلاکمرا بکش چو به عاشق کشی تو مشهوری
۴
دلا گرت خبری باید از حقیقت کارشراب بی خبری نوش کن که مخموری
صفحهٔ ۱ از ۲