خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۶۲۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شب است و شاهد و شمع و شراب و شیرینیغنیمت است چنین شب که دوستان بینی
۲
به شرط آن که مَنت بندهوار در خدمتبایستم، تو خداوندوار بنشینی
۳
میان ما و شما عهد در ازل رفتهستهزار سال برآید همان نخستینی
۴
چو صبرم از تو میسر نمیشود چه کنم؟به خشم رفتم و باز آمدم به مسکینی
صفحهٔ ۱ از ۳