خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر زمن جان طلبد سر بنهم فرمان راگوی گو گردن تسیلم بنه چوگان را
۲
با لب نوش ت من آب خضر نستانمکی مریضت زمسیحا طلبد درمان را
۳
مانی از گرد گل روی تو بیند خط سبزخط بطلان زند از شرم نگارستان را
۴
رمضان میرسد ای ساقی مستان مددیکه زپیمانه می تازه کنم پیمان را
صفحهٔ ۱ از ۴