شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۱۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بیدوست پایدار نباشد نشست مااما چه چاره چاره نیاید زدست ما
۲
بنشست نقش دوست و برخاست ماسوادر بزم غیر هم بتو باشد نشست ما
۳
دل خون شده است و ریخته در ساغرم چو میبگذر تو محتسب زچه خواهی شکست ما
۴
قتلی اگر که مست کند لاجرم خطاستخاصه که از ختا بود این ترک ما
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth