خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عشق بعقل بارها کرده کارزارها کرده از او فرارها داده باو قرارها
۲
عقل چو بختی اشتران عشق بر اوست ساربانبرده از او قطارها کره از او مهارها
۳
در غم آن عقیق لب از دل و دیده روز و شبروید لاله زارها جوشد چشمه سارها
۴
وه چه لب آن عقیقها و چه رخان شقیقهابرده از آن نگارها کرده از آن بهارها
صفحهٔ ۱ از ۲