شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۳۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
با رخ تو مقابله کرده ام آفتاب راتافت ولیک روز کی بیش نداشت تاب را
۲
ای خم زلف اندکی زانمه رو کناره کنبا تو که گفت ای سیه پرده شو آفتاب را
۳
مدرس عشقرا بس است آیت قامت بتاننیست بجز الف در او خوانده ام آن کتاب را
۴
نوح بران خدایرا کشتی و بحر را بگوموج مزن بچشم من جلوه مده سراب را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth