شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۴۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مطرب به رقص آورده‌ای آن لعبت طناز راگو زهره بشکن در فلک از رشک امشب ساز را
۲
در بزم اگر تو شاهدی زاهد گذارد زاهدیآری برقص از بی‌خودی صوفی شاهدباز را
۳
بینند گر آهو بچین از تیر صیدش می‌کننددر چین و موی او ببین آهوی تیرانداز را
۴
من عاشق آن مهوشم مفتون موی دلکشمعاشق که رسوا می‌شود پنهان ندارد راز را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth