خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۴۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چند غواص بری گوهر عمانی راطلب از شط قدح جوهر رمانی را
۲
نقش روی تو به چین برده مبرهن کردمتا که بر صفحه شکستم قلم مانی را
۳
به نگه راز درون مردم چشمت دانستاین سیه از که بیاموخت زباندانی را
۴
زاهد شهر از آن مجتنب آمد ز شرابکه محک آمد می جوهر انسانی را
صفحهٔ ۱ از ۳