شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۴۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر فهم کند طوطی شیرین سخنش رابر تنک شکر نیک گزیند دهنش را
۲
آن لب که در او هیچ مجال سخنی نیستکس را چه دهن تا که بگوید سخنش را
۳
ترسم که کند رنجه تنش را ورق گلاز نکهت گل گر بکند پیرهنش را
۴
از سلطنت مصر کند میل تک چاهیوسف نگرد باز چو چاه ذقنش را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth