خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۴۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جامه پوشید و بیاراست قد رعنا راپرده افکند وعیان کرد رخ زیبا را
۲
ترک یغمائی اگرغارت یکخانه کندنازم آن را که به یغما ببرد یغما را
۳
هر که دارد چو تو غلمان بهشتی امروزهوس جنت و حورش نبود فردا را
۴
چشم مخمور شراب است گرت از می دوشساقی لعل تو بگرفته بکف صهبا را
صفحهٔ ۱ از ۳