خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۶۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گرفتم نوبهارم دست داد و گشت و بستانهاولی بیدوست گلخنها بود طرف گلستانها
۲
سماع عاشقان از نغمه قانون عشق آیدچه بگشاید که بر گلها عنادل راست دستانها
۳
عجب نبود گر اطفال چمن سرسبز و خندانندکه همچون دایه ابر از شیر پر کرده است پستانها
۴
خط و زلف و رخ جانان بهشتی جاودان باشداگر گرد سمنزاری بنفشه هست و ریحانها
صفحهٔ ۱ از ۳