شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۶۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
فزون‌تر سوزدم امشب ز هر شب آتشِ سوداکه چون شمع آتش پنهان دل شد از زبان پیدا
۲
میان کاروان لیلی چه بندد بر شتر محملچو افغان می‌کند مجنون جرس را گو مکن غوغا
۳
مرا شوری‌ست اندر سر که برده عقل و دین و دلتو خواهی عشق خوانش ای حکیم و خواهی‌اش سودا
۴
مخوانش طالب کعبه که خودخواه است و تن‌پرورکه با خار مغیلان تو خواهد بستر دیبا
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth