خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۶۳۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نشنیدهام که ماهی، بر سر نَهَد کُلاهییا سرو با جوانان، هرگز رَوَد به راهی
۲
سروِ بلندِ بُستان، با این همه لطافتهر روزش از گریبان، سر بَرنَکرد ماهی
۳
گر من سخن نگویم، در حسنِ اعتدالتبالات خود بگوید، زین راستتر گواهی
۴
روزی چو پادشاهان، خواهم که برنشینیتا بشنوی ز هر سو، فریادِ دادخواهی
صفحهٔ ۱ از ۳