خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیا که پرده اسرار پاره شد امشبچه رازهای نهان آشکاره شد امشب
۲
میانه دل و دلدار رشته محکم شداگر چه خرقه و دستار پاره شد امشب
۳
لباس لیل که ستار کار صوفی بودچو صبح پیرهنش از چه پاره شد امشب
۴
چو ماه من بمحاق است و مدعی بوثاقزاشک دامن من پرستاره شد امشب
صفحهٔ ۱ از ۳