خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۸۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چه شکر گویمت ای بخت کارساز امشبکه آمدم ببر آن یار دل نواز امشب
۲
بناز آمد و بنشت و گفت خیز و بسایبشکر چهره بدرگاه بی نیاز امشب
۳
چو هست دامن یارت بدست و جام شرابمکن زشنعت اغیار احتراز امشب
۴
حریف الفتی اظهار کلفتت بیجاستمپوش راز دل خود زاهل راز امشب
صفحهٔ ۱ از ۲