شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۹۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گفتی بلب رسانم از اشتیاق جانتجان من است آن لب امشب بیار بر لب
۲
از سرو و گل چو خواهی امشب که هست در برمهر وی سر و قامت مشکبوی سیم غبغب
۳
از تاب جعد مویت وز آفتاب رویتیک دل هزار سودا یک جان و یک جهان تب
۴
زان لب بگو حدیثی تا نیشکر نکارندبرقع فکن که پوشد رخساره ماه نخشب
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth