خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۹۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
علی الصباح که ریزد به باغ اشک سحاببه عذر توبه شکن میکشان مست و خراب
۲
از آن شراب شبانه کرم کن ای ساقیکه تا ز خاطر مستان بری کسالت خواب
۳
خمار و خواب ز سر کی رود مگر از میقدح بیار پیاپی مکن دریغ شراب
۴
اگرچه در رمضان بسته بود میخانههزار شکر گشودش مفتح الابواب
صفحهٔ ۱ از ۳