شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۹۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
میان ما و تو الفت حکایتی است عجیبکه تو به عهد شبابی و من به نوبت شبیب
۲
اگر تو مرکب تازی به خاک من تازیچو گرد روح روان خیزدت ز سم رکیب
۳
صلیب بستن اگر کار بت‌پرستان استبت من از چه فکنده ز زلف عود صلیب
۴
همین نه هندوی خال تو ذوق از آن لب یافتبهشتیان همه دارند از این شراب نصیب
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth