خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۱۰۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا چند آیم بر درت با عجز و لابه نیمشببینم ترا با مدعی مست می و گرم طرب
۲
تابم کجا با مهر تو من شبنم و خور چهر توتو آتشی و من نیم تو ماهتاب و من قصب
۳
سندان دل و سیمین تنی در سیم داری آهنیداری به خلد اهریمنی بس ساحری ای بوالعجب
۴
بالات نخل بارور وز لب رطب آورده بروان غبغب چون سیم تر چون کوزه نخل رطب
صفحهٔ ۱ از ۳