خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۱۰۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ساحت کون و مکان عرصه میدان اوستگوی زمین و سپهر در خم چوگان اوست
۲
تا خم زلف دوتا ریخته اندر قفاسلسله کائنات جمله پریشان اوست
۳
درد چه درمان کدام چشم بنه بر قضامدعی درد آنک طالب درمان اوست
۴
تا زده طغرای خط گرد عذارت رقمهندی تاتار ترک در خط فرمان اوست
صفحهٔ ۱ از ۳