خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۱۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر آفتاب فلک پرده از سحاب گرفتبچهره ماه من از مشک تر نقاب گرفت
۲
گرفت ساقی مستان بدست ساغر و گفتکه ماه چارده بر دست آفتاب گرفت
۳
مکن دریغ زکوة رحت زمسکینانکنون که دولت حسنت بتا نصاب گرفت
۴
پی عمارت دلها تفقدی بایدچرا که غمزه تو ملک بی حساب گرفت
صفحهٔ ۱ از ۲