خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۱۱۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا سزد که نگنجم چو غنچه اندر پوستکه برشکفت به باغ دلم گل رخ دوست
۲
به ناف آهوی چین اندر است نافه مشکتو را لطیمه عنبر ملازم آهوست
۳
کناره میکند از چشم تر سهیسرومکه گفت سرور و آن را مقام بر لب جوست
۴
چگونه جان برم از چشم تو که از دو طرفکمند طره زلف و کشاکش ابروست
صفحهٔ ۱ از ۳