خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۱۲۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بی تو یکشب گر سرم بر بستر استنوک مژگان بر دو چشمم نشتر است
۲
بی مه روی توام تار است شبگر روان بر چهره ام بس اختر است
۳
عکس ما در آینه شد جلوه گروهم آمد در گمان کاین دلبر است
۴
این چه ساقی بود کامد با قدحاین چه صهبا بود کاندر ساغر است
صفحهٔ ۱ از ۳