خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۱۲۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن را که کشوری بنگاهی مسلم استچون جم جهانیش همه در زیر خاتم است
۲
خورشید آسمان که جهان روشن است از اودر پیش آفتاب جمال تو شبنم است
۳
هر چند عهد بشکنی و مهر بگسلیلیکن ازین طرف که منم عهد محکم است
۴
محراب را روا نبود سجده بر صنماز چیست ابروان رخت ای صنم خم است
صفحهٔ ۱ از ۳