خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۱۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خون میخوری و نیستت از خلق مخافتتا چند کنی شوخی؟ تا چند ظرافت؟
۲
ای حسن و صباحت اثری از گل رویتاز چاه زنخدان تو خورد آب لطافت
۳
بوی میش آورد سوی خانه خمارزاهد که مکان داشت به بازار خرافت
۴
در راه طلب راحت و رنج است مساویعاشق بود آسوده ز آسایش و آفت
صفحهٔ ۱ از ۳