خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۱۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آمد زدرم خراب و سرمستشیشه بکف و پیاله در دست
۲
زان فتنه که کرده بود برپاکردیم هزار سعی و ننشست
۳
از منظر خوب ماهرویانحاشا که ره نظر توان بست
۴
خون دل ما بخورد چشمتپرهیز کجا زمی کند مست
صفحهٔ ۱ از ۳