شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۱۳۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دید چو دیده دو بین در همه روشناییتبر در این و آن زند حلقه آشناییت
۲
تلخ بود مذاق من با لب شکرین توتیره شبست روز من با همه روشناییت
۳
دعوی خواجگی کند بنده خاکسار تونوبت سلطنت زند هرکه کند گداییت
۴
طایر جان ز شوق تو خواست که بشکند قفسبس که شنید او ز دل قصه دلرباییت
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth